تبلیغات
یادداشتهای یک کتابدار جوان!

سووشون سیمین در کتابخانه مرکزی بوکان نقد شد

تاریخ:دوشنبه 13 دی 1395-11:57 ب.ظ

اولین جلسه نقد و بررسی کتاب ویژه بانوان روز پنج شنبه نهم دی ماه راس ساعت 3 بعدازظهر در آمفی تئاتر کتابخانه مرکزی بوکان برگزار شد. در این جلسه سه ساعته با همراهی اعضای کتابخانه و جمعی از فرهنگیان این شهر در محیطی دوستانه و صمیمانه جنبه های مختلف محتوایی سووشون مورد کاوش قرار گرفت.

در ابتدای این جلسه خانم پروین عبداله زاده به نمایندگی از اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بوکان، ضمن خیر مقدم به حاضران در جلسه به اهداف جلسات نقد اشاره کردند و افزودند: این جلسات به منظور تحلیل محتوای آثار، معرفی نویسندگان جوان، ترویج خواندن، شناساندن کتاب خوب و آشنایی با خدمات کتابخانه ای، به صورت مستمر در کتابخانه های عمومی برگزار می شود. ایشان با اشاره به برگزاری نشست های کتابخوان به صورت ماهانه تاکید کرد: نشست کتابخوان دی ماه به دلیل تعطیلی بیست و چهارم در روز شنبه 25 دیماه راس ساعت 4 عصر برگزار می شود. بانوان گرامی علاقه مند می توانند در این نشست شرکت نموده و از مزایای حضور در آن بهره مند شوند. کتابدار کتابخانه مرکزی بوکان صحبت های خود را با معرفی اجمالی زنده یاد سیمین دانشور شامل فعالیت های پژوهشی و ادبی، زندگی خصوصی و آشنایی با جلال آل احمد و آثار منتشر شده ایشان به عنوان اولین زن رمان نویس ایرانی به پایان رساند.


در ادامه خانم فوزیه سلطان بیگی و خانم لیلا صالحی به روی سن رفتند. خانم سلطان بیگی با اشاره به معنای لغوی سووشون آن را نشانی از آداب و رسوم عزاداری عنوان کرد و افزود: زندگی سخت مردم در زمانه ارباب و رعیتی و حضور انگلیس اشغال گر و همکاری برخی از خائنان وطنی با اجنبی ها شالوده این رمان ایرانی است. ایشان با اشاره به نقش زنان در سووشون، این کتاب را آیینه زنان ایرانی در آن دوران نابسامان دانست و تاکید کرد: تنها زنی که پابه پای مردان بار حوادث تلخ را به دوش می کشد زری همسر یوسف است. سایر زنان به انحای مختلف قربانی جامعه و نگاه جنسی جامعه مردسالار آن روز اند. مثل بی بی مادر یوسف که سر پیری آواره غربت می شود. این نویسنده بوکانی به  مبارزات یوسف اشاره کرد و افزود: او هرچند می داند زمان مبارزه فرا نرسیده اما از همه فرصتها برای نشان دادن عصبانیت خود استفاده می کند. همین امر باعث می شود در یک روز گرم تابستان خانه رویاهای زری خراب شود و سیاوش او مظلومانه ترور شود. خانم سلطان بیگی مراسم سیاوشان، غم بزرگ زری و صدای کمرنگ مردم در تشییع جنازه یوسف، به خاک سپردن شبانه جسد او را از نقاط برجسته سووشون دانست و تصریح کرد: پیام مک ماهون مایه های اعتماد به نفس زری را فراهم می کند؛ کم کم زن ترسوی دیروز شجاع می شود  و برای نجات خانواده اش و گرفتن انتقام یوسف، به دست خسرو تفنگ می دهد .


خانم لیلا صالحی منتقد بعدی، ضمن خیر مقدم به حاضران سووشون را اولین نمونه زنانه نگاری در ایران معرفی کرد و افزود: برهه تاریخی این کتاب به شهریور 1320 یعنی سه سال بعد از جنگ جهانی دوم برمی گردد. در حقیقت انگلیسی ها سعی داشتند با استفاده از ایران به شوروی در شمال ایران کمک کنند . ایشان جامعه داستان را به طبقه فرادست، ایلات، خارجی ها مثل انگلیسی ها و سربازان اجیرشده هندی، رعیت ها و غلامان و بردگان تقسیم بندی کرد و تاکید کرد:  خانم دانشور شخصیت پردازی بسیار قوی و قدرت نویسندگی خود را در نمایاندن افراد حاضر در داستان به رخ کشیده اند. قهرمان داستان ما از طیف اربابان انتخاب شده اند، ایل قشقایی با دولت مرکزی وارد جنگ شده چرا که حاضر به پذیرش تخته قاپو (سکونت گزینی ایلات کوچرو توسط رضا خان) نیستند. خارجی های حاضر در کتاب انگلیسی ها مثل سرجن سینگلر جاسوس انگلیسی که در آغاز در لباس بازرگان و تاجر چرخ خیاطی وارد شیراز می شود. مک ماهون ایرلندی که مثل ما ایرانی ها نگاه مشابهی به انگلیس اشغالگر دارد. هنوز هم بخشی از ایرلند خواستار استقلال از انگلیس انگلوساکسون است. یکی از محلاتی که من در جایی ندیدم به آن اشاره شود محله مردستان است. به نظرم این محله محل سکونت روسپیان شیراز باشد.  دکتر صالحی با اشاره به شروع سووشون تصریح کرد: خانم دانشور از برائت استهلال برای شروع داستان بهره گرفته اند و همین مسئله بر جذابیت آن افزوده است. این معلم تاریخ به تفاوت دیدگاه دو برادر از طبقه مرفه جامعه اشاره کرد و افزود: خان کاکا برادر یوسف برای نماینده شدن از هیچ کاری ابا ندارد اما یوسف چون او به رعایا نگاه نمی کند و نگاهی تساوی طلبانه دارد. خانم صالحی به تلفظ سووشون اشاره کرد و تاکید کرد: سووشون تلفظ تهرانی و سَووشون تلفظ شیرازی مراسم سیاوشان است که هنوز هم در ایلات جنوب ایران همانند یک سنت دیرینه برگزار می شود. این منتقد با اشاره به انتخاب هوشمندانه اسامی شخصیت ها و مکان ها به نقش زنان در سووشون پرداخت و افزود: زری در یک خانواده تحصیل کرده، تقریبا مرفه و غیر مذهبی زاده شده است اما او دختری ضد مذهب نیست. مثلا زمانی که در مدرسه انگلیسی ها درس می خواند حامی دوست روزه گرفته اش می شود و از او حمایت می کند یا زمانی که عزادار پدرش است لباس مشکی از تن بیرون نمی آورد. او با ارباب زاده ای جوان و روشنفکر که در خارج درس خوانده ازدواج می کند و تلاش دارد فرزندانش را به طریق متفاوت تربیت نماید مثلا برای آنان رادیو روشن می کند تا شنونده قصه های صبحی باشند. او کاری به مسائل خارج از خانه ندارد و متاسفانه اولین تجاوز به حریم خانه او توسط هم وطنشان انجام صورت می گیرد، این تجاوز با عاریه گرفتن گوشواره های عقیق زری در عروسی گیلانتاج شروع و با تصاحب اسب خسرو در خانه اش توسط پسر حاکم ادامه می یابد. او در آغاز جرات نقش آفرینی اجتماعی ندارد اما به عنوان یک زن ایرانی در یک رویای تاریخی (همان سووشون) حضور می یابد. عمه خانم خواهر یوسف زنی مذهبی و مهربان و مدیر خانه زری است. زنان سووشون دو ستم مضاعف را هم در حوزه سیاسی و هم در خانه به دوش می کشند. عمه خانم داغدار مادر آواره اش است و زمانی که از خان کاکا ناراحت است زبان به گله می گشاید که : خدایا چرا مرا لچک به سر آفریدی؟


عزت الدوله خواهر خوانده عمه و زن حاکم شیراز از نژاد حاج ابراهیم خان کلانتر است که زمانی به ولی نعمت خود لطفعلی خان زند خیانت می کند. این زن به همین خاطر بسیار از طرف شوهرش تحقیر می شود. او به خاطر ظاهر نازیبایش، خیانت های مکرر شوهرش، پسر بی اخلاق و  دلخوری از زری به خاطر رد کردن ازدواج با پسرش از او کینه به دل دارد. این زن زخم خورده که حاکم فقط به خاطر ثروتش با او ازدواج کرده شخصیت منفی و گاه قابل ترحم کتاب است. او از مادر فردوس برای فروش اسلحه به انگلیسی ها استفاده می کند.

فردوس زن دیگری است که در خانه عزت الدوله زندگی می کند. مادر او روسپی بوده که بعد از تولد او را رها می کند و معلوم نیست دختر حاکم است یا خیر. این دختر بچه بی پناه در خانه عزت الدوله مورد تجاوز قرار می گیرد و به زور به عقد کس دیگری در می آید. فردوس مثل یک برده زندگی می کند و  همواره مورد نگاه های آزار دهنده عزت الدوله قرار دارد. سیمین تنها یک بار فرصت گلایه به او می دهد آنجا که به زری می گوید: این مادر و پسر مرا بدبخت کردند! در برخی از موقعیت ها زن علیه همنوعش می ایستد که از نکات آزاردهنده سووشون همین است.

زنان دارالمجانین گروه دیگری از زنان سووشون هستند که به دو دلیل از جامعه طرد شده اند: یاآرزوهایشان با جامعه همسو نیست یا اینکه حاکمیت از انعکاس افکار آنان در جامعه هراس دارد. مثل زنی که صورتش را با لاله عباسی تزئین می کند و منتظر خداست تا مردی خداگونه به او عطا کند!

خانم فتوحی زن دیگر حاضر در سووشون، مقالات حقوقی نوشته و شعر می سراید. او متفاوت تر از زری فکر می کند و زنی است که قبل از کشف حجاب رضا خان حجاب خود را برداشته است. این زن کاملا با جامعه خود در تعارض است حتی به برادرش آقای فتوحی هم اعتماد ندارد و معتقد است برادرش شعرهای او را دزدانه با نام خودش در مجله شفق چاپ کرده است.

 

مادر یوسف سر پیری مورد بی مهری همسرش قرار می گیرد. شوهر او مجتهد شیراز است که دل به سودابه رقاصه هندی می سپارد. این زن با ایمان به حرم امام حسین می رود و در نهایت فقر و فلاکت می میرد. حتی سودابه هندی هم زن خوشبخت این کتاب نیست. این زن که عامل بدبختی مادر یوسف است، به خاطر تفکرات هندویی اش حاضر نمی شود با مجتهد شیراز ازدواج کند.

خانم صالحی دکترای تاریخ در پایان تاکید کرد: زنانی که سیمین خلق می کند تفاوت بسیاری با زنان سایر کتابها دارند. زنان سووشون دغدغه های زنانه و خواهرانه دارند اما جملگی ناتوانند و شاید در آخر سر از دارالمجانین در آورند. علاوه بر مردان که به زنان به دید جنسی نگاه می کنند، زنان نیز از درک خود واقعی شان ناتوانند و در جایی زن عشیره قشقایی خود را «ما عروت ها» می خواند. هیچکدام از این زنان نقش سیاسی ندارند تنها زری به قیمت یک آسیب عظیم نقش دیگری برای خود بر می گزیند.

در پایان این جلسه بانوان حاضر برداشت های خود را از کتاب با هم به اشتراک گذاشتند. قصه جالب مک ماهون ، خواندن شخصیت های زن منفی داستان با عنوان عایشه و ... ، مترسک بودن زری، تلاش خان کاکا برای دیوانه خواندن زری بعد از مرگ یوسف، ترحم برانگیز بودن شخصیت عزت الدوله از نکاتی بود که حاضران در مورد آن به بحث و تبادل نظر پرداختند. تعدادی از بانوان معتقد بودند که رمان نویس وقایع و واقعیت های جامعه را ثبت می کند و به سبب خطاب های یک شخصیت و یا لحن گفتگوی آنان نمی توان او را به توهین به برخی از مقدسات اهل سنت متهم کرد.  نویسنده در روایت سوم شخص دانا آزاد است تا در ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه وقوع داستان بنویسد و چنین خطاب هایی را نمی توان نگاه اصلی نویسنده تلقی کرد.


این جلسه با عکس یادگاری جمعی از حاضران و ارائه پیشنهادهایی برای جلسه دوم به پایان رسید. جلسات نقد و بررسی کتاب ویژه بانوان با هدف ثبت خوانش و درک زنان از وقایع یک داستان برگزار می شود. این جلسات تلاش دارد تا به دور از نظریات و فلسفه های موجود ، برداشت های افراد از کتاب به اشتراک گذاشته شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارش تصویری جلسه نقد کلاوی لار

تاریخ:سه شنبه 9 آذر 1395-01:39 ب.ظ



سخنرانی آقای ایلخانی زاده از کانون آموزشی ادب بوکان



منتقد : آقای حسین شیربیگی



تصویری از حاضران در جلسه



حاضران در جلسه


آقای رحیم عبدالرحیم زاده : منتقد


آقای صدیق رسولی : منتقد


آمفی تئاتر کتابخانه مرکزی بوکان




کاک صلاح الدین خضرنژاد: نویسنده


رضا رستمی از نمایی دور ! : آخرین منتقد و مجری برنامه



عکس یادگاری جمعی از حاضران


عکس یادگاری از نمایی دیگر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در حاشیه جلسه نقد کتاب کلاوی لار

تاریخ:سه شنبه 9 آذر 1395-12:51 ب.ظ

مهمترین حاشیه های این جلسه عبارت بودند از :

* آقای رسولی منتقد کتاب در بخشی از سخنانشان گفتند: ما در داستان شوان با چوپانی روبه رو هستیم که واژگان فکری و فلسفی سنگینی به کار می برد. این زبان از یک چوپان بعید به نظر می رسد.
آقای سیدمحمدامین قریشی، در پایان سخنان ایشان اجازه خواستند و گفتند: به نظر من این مرد، با مدرک فوق لیسانس رفته چوپان شده! بیکاری دیگه!


* آقای خضرنژاد نویسنده کتاب وقتی به سن رفت. حکایتی روایت کرد . روایتی احساسی از کودکی خودشان در روستا.






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کلاوی لار در کتابخانه مرکزی بوکان نقد شد

تاریخ:سه شنبه 9 آذر 1395-12:45 ب.ظ

با همکاری کتابخانه مرکزی بوکان و انجمن ادبی این شهرستان، جلسه نقدی برای کتاب «کلاوی لار» نوشته صلاح الدین خضرنژاد برگزار شد. در این جلسه اهالی ادبیات و نویسندگان از جمله آقای حسین شیربیگی، رحیم عبدالرحیم زاده، صدیق رسولی و رضا رستمی به بررسی جنبه های مختلف اثر پرداختند و دیدگاه های خود را به نویسنده جوان این اثر منتقل نمودند.

«کلاوی لار» شامل پانزده داستان کوتاه و یک روایت است که با بودجه شخصی نویسنده در سال 1394به چاپ رسیده است. این کتاب چهارمین اثر صلاح الدین خضر نژاد در حوزه داستان کوتاه می باشد که طی دو سال گذشته روانه بازار شده است. فروشگاه کتاب «کلاوی لار» و عکس یادگاری حاضرین در جلسه پایان بخش این برنامه بود.

 بعد از صحبتهای آقای ایلخانی زاده، جلسه نقد با حضور کارشناسان شروع شد. حسین شیربیگی نویسنده و مسئول کتابخانه بازنشستگان بوکان اولین منتقد کلاوی لار بود. آقای شیربیگی با اشاره به استفاده از ژانر رئالیسم جادویی در داستان های «مکر»،«رزق» و «بووک» افزود: تنها تکیه به سنت و خرافه های محلی در این ژانر کافی نیست و لازم است نویسنده زبان، جملات، فضاسازی و حتی نقطه گذاری را هم به این ژانر بنویسند. از این لحاظ داستان «مه کر» نسبت به دیگر داستان ها جادویی تر است. داستان رزق نیز نوعی روایت از رئالیسم جادویی است چرا که فضاسازی و جملات با آن همسو نیست. این نویسنده در ادامه کار روی زبان را هدف اصلی این مجموعه خواند و افزود: نویسنده زبان را چون هدفی برای بالابردن جایگاه زبان به کار برده است. زبان عشیره  گورکان  و منگوران در کلاوی لار دیده می شود. ایشان در جملاتی نهایت ایجاز را نمایان ساخته است که این ایجاز از ابتکارات اوست. در برخی جملات نیز سنت شکنی دیده می شود که به زیبایی جملات افزوده است. کاک صلاح توانسته با جملاتی نسبتا رئال ، عشق و محبت را نشان دهد. مثل این جمله : له و ده مه دا ئیشتیای تلیته که ی ده ستی گه لاویژی کردبوو، به لام برسیه تی ئیشتیای بو نه هیشتبوو(در این هنگام میل غذای دست گلاویژ به سرش زد، اما گرسنگی اشتهایی برای او باقی نگذاشته بود). آقای شیربیگی داستان «قه له وان» را کامل ترین اثر این مجموعه خواند و تاکید کرد: مشخص است که این داستان چندین بار ویرایش شده و ساختار زیبایی دارد. نویسنده توانسته است تیپ های داستان را به شخصیت ارتقا دهد و این هنر نویسندگی است که زیباشناسی، معناشناسی، مردم شناسی و حتی روان شناسی را در دل شخصیت ها خلق نماید. ایشان استفاده همزمان از واژگان فارسی و کردی، خطاب نمودن قهرمان داستان از طرف نویسنده با صفات نامناسب و مشخص نمودن پیام داستان را از نقاط ضعف اثر دانستند.

آقای رحیم عبدالرحیم زاده کارشناس ارشد کارگردانی دومین منتقد این جلسه بود. ایشان قبل از پرداختن به کلاوی لار به چند نکته مهم و ضروری اشاره کردند و افزودند: این جلسات برای ادبیات ما بسیار لازم است. امروزه کتابهایی بسیاری می آیند و می روند و فراموش می شوند. در واقع جلسه نقد احترامی است به نویسنده و کتابش.  بسیار پیش آمده کتابی منتشر می شود اما تاثیری بر زبان و فرهنگ ما ندارد. این مسئله ناشی از عدم احساس مسئولیت نویسندگان است. در واقع نبود فضای انتقاد، عاملی شده برای کمرنگ شدن حس مسئولیت مولفان. به نظر من انتشار چهار کتاب در یک سال نشان از سخت گیر نبودن آقای خضرنژاد نسبت به خودشان دارد. از نظر من نقد باید بی تعارف و سختگیرانه باشد تا به پیشرفت زبان وادبیات کردی منجر شود. در حقیقت منتقد و نقد باعث می شود بین کتاب سازی و نویسندگی تفاوت ایجاد شود و هر کس نتواند خود را نویسنده بنامد. می توان گفت خلا نقد، کتاب سازی و شبه نویسنده را ایجاد می کند. در ادامه ایشان به یک سری اشتباهات در حوزه داستان نویسی در کلاوی لار اشاره داشتند و تاکید کردند: نقطه شروع داستان جذاب نیست. این ضعف در بسیاری از داستان های این مجموعه دیده می شود. حاشیه سازی در کتاب زیاد است و اصل داستان تازه از صفحه دوم به بعد شروع یم شود. در واقع فلسفه بافی و زبان عجیب و غریب این اثر باعث این مسئله شده است. آقای عبدالرحیم زاده با اشاره به مقاله میلان کوندرا افزود: نویسنده نه فیلسوف است و نه روانشناسی و نه هیچ چیز دیگر ، او تنها یک نویسنده است که قرار است تورا سرگرم کند. اگر توانست تو را سرگرم کند، می تواند به تو هم فلسفه یاد بدهد، هم روانشناسی و هم همه چیز دیگر. این منتقد بهره گیری از بن مایه های ادب فولکلور را کار زیبایی دانست و تاکید کرد: واقعیت این است که فولکلور مال مردمان عصر دیگری است و خصلت آنان را دارد. گنجاندن فولکلور در دنیای ماشینی امروز ناشدنی است. ما در ادبیات امروز از ادب سنتی الگو می گیریم. مثلا به یتی «شیخ فرخ و خاتو ئه ستی » ساختاری روایی دارد. نویسنده باید این ساختار را تجزیه و تحلیل کند تا یاد بگیرد چگونه بنویسد. پس فولکور بن مایه است نه اصل ماجرا. در این کتاب ساختارها و زبان بیت عینا آورده شده که از نظر من صحیح نیست. آقای عبدالرحیم زاده به کاربرد زبان در کلاوی لار هم پرداختند و افزودند: پیداست که نویسنده دغدغه لحن و گفتگو دارد اما قرار نیست به قیمت دیدن گفتگوهای متفاوت، زبان را آشفته کنیم. شاید بتوان در شعر این کار را کرد اما در نثر خیر. افراط در کاربرد واژگان عربی و ساختارشکنی های مکرر در فضای زبان، کمک کننده نخواهد بود چرا که مخاطب را درگیر حاشیه می کند. این منتقد در پایان به محاسن کلاوی لار هم اشاره کردند و افزودند: مجموعه داستان ها باید یک فضا و حس واحد را به مخاطب القا کنند که کاک صلاح توانسته این ارتباط تماتیک را در کلاوی لار ایجاد کند. او این فضا را با ارتباط انسان و حیوان در مجموعه به وجود آورده است. در واقع اکثر کاراکترهای این اثر با حیوانات در ارتباط اند. بازگشت به فولکور به شرطی که با افراط همراه نمی شد را هم می توانیم از محاسن دیگر این کتاب بدانیم. این منتقد با اشاره به اینکه اقای خضرنژاد نویسنده ای با استعداد است، به ایشان توصیه کردبه جای با عجله نوشتن با تمانینه بنویسد!

                                   

سومین منتقد این جلسه آقای صدیق رسولی بودند. ایشان قبل از پرداختن به کتاب کلاوی لار، خود را نویسنده و نه منتقد نامید و افزود: کلاوی لار پر است از ضرب المثل، متل و غیره و شاید نویسنده خواسته از این طریق فلکلور کردی را حفظ نماید. از دیگر سو اکثر حوادث کتاب در روستا رخ می دهد. بهره گیری از واژگان فارسی بسیار زیاد است. آقای رسولی از صلاح الدین خضر نژاد پرسیدند: آیا این داستان ها محلی اند یا منطقه ای؟ آیا می توان آن را جهانی کرد؟ چرا راوی داستان رزق دو نفر است؟ چرا جای آن ها در روایت عوض می شود؟ چرا خضر زنده، به مام برایم کمک نمی کند و یاریگر گرگ ها می شود؟ چرا در پایان این داستان جایگاه خضر زنده، که از منظر ساکنان روستا جایگاه والایی دارد، این قدر تنزل پیدا می کند؟ به نظر من در این داستان چیز برجسته ای دیده می شود. آقای رسولی پایان بندی داستان های این مجموعه را ساده توصیف کرد و افزود: اکثر داستان ها از حالت روایت بیرون نمی روند و جای خود را به داستان نمی دهند مثل »میشینی 59». در داستان «شوان» از واژگان سنگین فکری و فلسفی استفاده می شود که از یک فرد چوپان چنین انتظاری نیم رود. از دیگر سو آغاز داستان هم جذاب نیست. گاهی روایت نویسنده روباط مخفی و نامناسبی را نشان می دهد. از منظر شخصیت، زبان و فضا در خیلی از جاها اشکالاتی وجود دارد و نویسنده نتوانسته جواب سوالات خواننده را بدهد. آقای رسولی با اشاره به داستان مکر تاکید کردند: نویسنده خواستته از داستان محمود دشتیان که یک به یت فولکلور است روایت دیگری خلق کند اما مشخص است که زورش به فولکلور نرسیده و نتوانسته روایتی نو، سخنی تازه یا حتی فرم تازه ای به ما هدیه کند.

            

نفر بعدی آقای صلاح الدین خضر نژاد نویسنده اثر بودند که برای خیر مقدم به مهمانان به روی جایگاه رفتند. ایشان کلاوی لار را بی ایراد ندانست و افزود: من قصد ندارم در این مکان به نقدها جواب دهم و فقط یک حکایت را از خودم برایتان روایت می کنم.

آقای رضا رستمی، مجری این برنامه آخرین منتقد این کتاب بود. ایشان ضمن قدردانی از تلاشهای کاک صلاح، از آخرین اثر ایشان را که در حوزه شعر منتشر شده بود، با عنوان واژه پریشی خطاب کردند و افزودند: اگر شما داستان اندوه چخوف را خوانده باشید با کالسکه چی روبرو می شوید که پسرش مرده و می خواهد با مسافران کالسکه درد دل کند اما هیچ کدام را همدم خود نمی یابد. چخوف چنان فضای سردی خلق کرده که نقطه بارز این داستان است. به نظر من کاک صلاح نتوانسته خودش را از داستان هایش حذف کند. مثلا در داستان های «شهید» و «برای به خیل» همان اول داستان می فهمیم کدام کاراکتر خوب و کدام بد است؟ ما نویسندگان نباید برای کاراکترهای اثر سرنوشت مشخص تعیین کنیم. رمان ژانری است که باید دموکراسی در آن موج بزند، یعنی به همه میدان بدهد حتی کسی که برضد  خود ماست! آقای رستمی در ادامه به استفاده از ضرب المثل ها و مسائل عامیانه در اثر پردارخت و تاکید کرد: این مسئله هم می تواند مفید و هم مضر باشد، مفید از این نظر که گامی در جهت حفظ این میراث گذشتگان برداشته شده و مضر اگر با افراط همراه شود. این منتقد داستان های کلاوی لار را تک تاویلی دانست و افزود: اگر کاک صلاح می خواهد موفق شود باید داستانی بنویسد که چند تاویل از آن بتوان برداشت کرد. زبان اثر جنبه دیگری بود که آقای رستمی روی آن انگشت نهاد و افزود: برای من که سقزی هستم، فهمیدن واژگان سخت کتاب مشکل است. کاک صلاح متاسفانه شما نتوانسته اید لحن خلق کنید. در کتاب جنس راوی و جنس شخصت ها یکی نیست. کلا ما کردها توصیفگر و روایتگر خوبی هستیم اما در دیالوگ و گفتگو ضعف داریم. ایشان با بیان اینکه پیچاندن وقایع و هزار چیستان درست کردن ویژگی یک داستان خوب ندانست، افزود: اکثر کتابهای ما[نویسندگان] چون ساده نمی نویسیم، مخاطب ندارد و این خسران بزرگی برای ادبیات ماست.

این جلسه دو ساعته با فروشگاه کتاب کلاوی لار و عکس یادگاری حاضران به پایان رسید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معرفی کاک سه لاح نیساری

تاریخ:سه شنبه 9 آذر 1395-11:29 ق.ظ

صلاح الدین عبداله زاده مشهور به صلاح نیساری در مرداد ماه 1344 در روستای قالوی رسول آغا به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در زادگاهش سپری کرد. در چهل سالگی پدر بزرگوارش را از دست داد. با وجود مشغله های فراوان علاقه شدید به ادبیات کردی داشت و همین امر باعث شد آثار بسیاری از ادیبان کرد را مطالعه نماید.

او تخلص نیساری به معنای مکانی که همیشه سایه دارد را برای خود برگزید. اولین کتابش با عنوان «تروسکه یه ک له تاریکیدا» منتشر شده است. کاک صلاح در حال  حاضر به خیاطی مشغول است. ایشان تا کنون آثار بسیاری از نامداران فارس همچون صمد بهرنگی، سیمین دانشور، محمدعلی افعانی، جلال آل احمد و ... را به کردی روان ترجمه نموده است. آقای نیساری درحوزه ادبیات کودکان نیز چندین تالیف دارند.

آثار منتشر شده در حوزه ترجمه:

-        باب مردن : مجموعه داستان از انتشاران ئاراس در سال 2007

-        بنه ماله ی پاسکوئال : رمان از انتشارات موکریانی در سال 2008

-        مادمازیل که تی داستان میترا ایلیاتی از انتشارات موکریانی در سال 2008

-        چوار به رگ له کتیبه کانی سه مه د بیهره نگی  از انتشارات موکریانی در سال 2008

-        میرده که ی ئاسکه خاتون رمانی از علی محمد افغانی از انتشارات موکریانی در سال 2011

-        سیاحه ت نامه ی مسیو چروکوف از انتشارات موکریانی در سال 2013

-        سه فه رنامه ی لورستان از انتشارات موکریانی در سال 2013

-        سه فه رنامه ی ناوچه ی به ختایاری از انتشارات موکریانی در سال 2013

-        به ریوه به ری قوتابخانه اثری از جلال آل احمد از انتشارات موککریانی در سال 2013

-        ئه فسانه ی سیره نگ رمانی از منصور یاقوتی از انتشارات جمال عرفان در سال 2013

-        سیاوه شام رومانی از سیمین دانشور از انتشارات موکریانی در سال 2014

آثار تالیفی:

-        تروسکه یه ک له تاریکیدا (چاپ اول) . تهران :1381

-        خالخالوکه شعر برای کودکان . کرج: 1394

-        سه یده وان:کوچیروک بو مندالان. قم:1394.

-        سمور کلکی زرده از انتشارات وزارت روشنبیری در سال 2008

-        بوقه شین از انتشارات وزرات روشنبیری در سال 2010

-        تروسکه یه ک له تاریکیدا چاپ دوم از انتشارات وزارت روشنبیری و لاوان در سال 2012

-        له چه شنی ژیان: کوچیروک از انتشارات وزارت روشنبیری و لاوان در سال 2013

-        بزه ی په پووله  از انتشارات وزرات روشنبیری و لاوان در سال 2013

آثار زیر چاپ:

-        مجموعه ترانه های  حسن زیرک


منبع: سایت باوردی و گفتگویی چند دقیقه ای با ایشان در حاشیه جلسه نقد کتاب خه زینه هه رمان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آشنایی با کاک یس (یاسین) قریشی

تاریخ:سه شنبه 9 آذر 1395-11:28 ق.ظ

سید یاسین قریشی : ( منتقد ادبی، کاریکاتوریست و طنزنویس )

سید یس قریشی در پنجم شهریور ماه 1331 به دنیا آمد. دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی است و هم اکنون بازنشسته آموزش و پرورش بوکان هستند.

سوابق علمی و پژوهشی :

1 – عضو انجمن ادبی " ادب " بوکان و مجری برنامه ها و مسئول نقد جلسات نقد آن انجمن

2 – همکاری با نشریات کثیر الانتشار قبل و بعد از انقلاب و نشریات محلی و منطقه ای در زمینه طنز و کاریکاتور و مقالات انتقادی

3 – شرکت در نمایشگاه های کاریکاتور داخلی و خارجی  از جمله  داخلی تهران ، ارومیه ، شهر کرد ، بابلسر ، سنندج ، مهاباد ، اصفهان ، مشهد و بوکان و .... خارجی : ژاپن ، ترکیه ، بلژیک ، یوگسلاوی سابق و برخی کشورهای اروپای غربی

4 -  همکاری با انجمن های هنرهای تجسمی  ، نمایشی ، سینماگران آزاد و غیره ...

5 – ارزیابی آثار هنری ( کاریکاتور ) در اولین نمایشگاه هنرهای تجسمی کشور در سطح ممتاز توسط مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و هیات داوران

6 – مربی و داور مسابقات استانی و شمال غرب کشور

7 – از بنیان گذاران کاریکاتور و کاریکلماتورکردی در ایران

8 – نفر اول شخصیتهای برتر کرد برابر رای صادره هیات داوران شانزدهمین سالگرد تاسیس مرکز نشر فرهنگ و ادبیات کردی صلاح الدین ایوبی

9 – عضو سازمان جهانی کاریکاتور  feco  (فکو) ایران و نماینده آن سازمان در شهرستان بوکان

10 – احراز رتبه در چهارمین جشنواره مطبوعات وخبر گزاریهای شمال غرب کشور ، پنجمین جشنواره مطبوعات و خبر گزاریها در بخش طنز و کاریکاتور و پایگاههای اطلاع رسانی در استان اردبیل و آذربایجان غربی و همچنین در جشنواره (هلال احمر) و مسابقات " اعتیاد " و مجله کاریکاتور در زمینه کاریکاتور

 آثار چاپ شده :

-        کتاب کاریکاتورستان 1 و 2

-        کتاب گالته ( شوخی )

-        مجموعه کاریکلماتور و کاریکاتور : وشه و فشه

-        هه زار ده م بی کنین ( کردی )

-        نیش و نوش ( فارسی )

-        ترجمه کتاب " درس زندگی " یا " وانه ژیان " به کردی

-        ( شوخی بو پیکه نین ) با همکاری آقای حامد قدرتی

-       په ندی پاشینان

زیر چاپ :

-        فرهنگ طنز

-        په لکه زیرینه ( در زمینه نقد ادبی )

 

چاپ نشده :

فیلمنامه های : شوخی درمانی – به ردی سه رشکین – تاقانه ئاغا 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خلاصه ای از کتاب گرگ ها از برف نمی ترسند

تاریخ:پنجشنبه 20 آبان 1395-08:41 ق.ظ

گرگ ها از برف نمی ترسند/ نوشته محمدرضا بایرامی/ از نشر قدیانی

"ایران دره سی"]روستایی از توابع استان اردبیل در دامنه کوه سبلان[ تو گودی دره بود. کسی نمی دانست چرا؟ آیا برای اینکه از شر باد سوزناک و سرد زمستان در امان بماند؟ یا چون چشمه داش بولاغ{چشمه سنگی} از آنجا جوشیده بود نه جای دیگر؟ هرچه بود روستای چند خانواری ایران دره سی که کسی یادش نمی آمد هرگز بیش از هفت خانوار جمعیت داشته باشد انگار در ته کاسه ای اسیر شده بود و چشم اندازی نداشت . هر خانواده ای که کمی پروبال میگرفت کوچ می کرد و می رفت بی آنکه پشت سرش را نگاه کند...

وقایع داستان مربوط به زمستان سال 75 است. یوسف و فتاح دو دوست صمیمی هستند که در این روستا زندگی می کنند. آنان هر روز صبح زود با هم دره ها و صخره های کوه را می پیماند تا به روستای دیگری که مدرسه دارد بروند. یوسف همراه مادربزرگ و پدرش صابر زندگی می کند. عمویی به نام ناصر هم دارد که در تهران معلم است و یک پسر به نام جلال دارد. فتاح هم به همراه پدر و مادر و خواهرش سارا زندگی می کند. سارا نامزد دارد و قرار است عید ازدواج کند و برود دشت مغان. فتاح خیلی خوشحال است چون با ازدواج خواهرش راه برای رفتن او هم باز می شود و می تواند به بهانه درس خواندن برود شهر و دیگر برنگردد . او از دره های دور وبر خسته شده و می خواهد دنیای دیگری غیراز کوه و برف و سرما و چند تکه زمین دیم را ببیند. او گاهی یوسف را دست می اندازد که عمویت هم از اینجا فرار کرده و سال به سال هم نمی تواند به شما سر بزند، عاقبت به حرف من می رسی که اینجا آخر دنیاست. 

همه جا را برف پوشانده و هوا بسیار سرد است.  فتاح کنار چشمه متوجه چیز عجیبی می شوند: انگار آب چشمه زیاد شده  و فشار آب هم بیشتر شده. این را به یوسف هم می گوید و او را هم مشکوک می کند. قرار می گذارند وقتی برگشتند نظر اهالی را هم بپرسند شاید آنها هم متوجه تغییر شده باشند. آن روز پنجشنبه بچه سر راه مدرسه جای پای کبک ها را روی برف می بینند. یوسف به هوای به دام انداختن آنها روی بوته گل سرخ برایشان تله جنگلی می گذارد شاید بخت یارشان شد و شب آبگوشت کبک خوردند. موقع برگشتن از مدرسه می بینند که کبکی زیبا و چاق و چله به تورشان خورده. یوسف از خوشحالی به هوا می پرد و کبک را می گیرد. برای چند لحظه آن را به فتاح می دهد تا نگاهش کند که فتاح عمدا کبک را ول می کند تا برود. سر این قضیه با هم دعوایشان می شود و هر کدام به تنهایی و از مسیری دیگر به روستا برمی گردند. تنهایی و گذر از کوره راهی که گویی تمامی نداشت... توی این فکرها بود کهصدای زوزه ی گرگی سکوت دره را شکت. صدا در سرمای دامنه پخش شد و لرزه ای از خودش برجای گذاشت. فتاح خشکش زد  از کدام طرف می آمد صدا؟ از مقابل یا از آن سوی دره؟ معلوم نبود. منتظر شد تا گرگ دوباره زوزه بکشد اما دیگر خبری نشد...

شب منزل فتاح مهمانی است. برادر نامزد سارا با اسب به روستا آمده تا قرار و مدار عروسی را برای بهار بگذارند. مهمان فتاح از یخ زدن آبشار قوشابولاغ خبر می دهد. کسی باورش نمی شد آبشاری به آن عظمت و به آن پرآبی یخ زده باشد. فردا صبح جمعه بچه های روستا در دامنه کوه مشغول سرسره بازی هستند که مهمان خانه ی فتاح بر می گردد به خانه شان. بچه های روستا سربه سر فتاح می گذارند که فامیلتان دروغی به این بزرگی گفته و رفته. یوسف هم جانب فتاح را می گیرد و برای اثبات حرف فامیلشان برای بعدازظهر قرار میگذارند بروند و آبشار را ببینند. قره باش سگ یوسف هم همراه آنها می رود.

یوسف و فتاح تا اتمام ماموریت قهر را کنار گذاشته و به سمت آبشار میروند. از روی کوه قندیل های یخ آویخته به آبشار مبهوتشان می کند. می روند جلو تا از نزدیک قندیل ها را ببینند و لمس کنند. بچه از پشت قندیل های یخ زده آبشار غاری یخی کشف می کنند. از قره می خواهند برود تو ولی او گویا ترسیده. یوسف و فتاح می روند داخل غار و می نشینند. ناگهان یاد اصحاب کهف می افتند که وقتی از غار بیرون آمدند دنیایی که می شناختند زیرو رو شده بود. در همین فکر ها بودند که به ناگاه قندیل ها شکسته می شوند و فرو می ریزند. بچه ها خود را نجات می دهند و راهی خانه می شوند. حال عجیبی دارند هنوز نمیدانند چه اتفاقی افتاده سرشان درد می کند و حالت تهوع دارند. شب شده و صدای زوزه ی گرگ می آید. وقتی به روستا می رسند انگار که اشتباه آمده اند. امکان ندارد هیچ چراغی روشن نباشد حتی نور کم سویی هم نیست. قره پارس می کند. تازه پی میبرند چه اتفاقی افتاده دنیا به کلی عوض شده زلزله خانه های کاه گلی را نابود کرده است وهمه زیر آوار مانده اند. مادربزرگ یوسف که وقت زلزله بیرون بوده سرش کرده توی دامنش و بی صدا نشسته و از سرما می لرزد و پسرش  و یوسف را صدا می زند....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخرین انار دنیا

تاریخ:یکشنبه 16 آبان 1395-08:59 ق.ظ

آخرین انار دنیا رمانی است لبریز از فلسفه و افسانه و اسطوره! این کتاب شرح فراق مظفر صبحگاهی پیشمرگ روزهای قیام از یگانه فرزندش سریاس است که تنها برای چند لحظه با آغوش پدر آشنا شده . مظفر بعد از بیست و یک سال اسارت در بیابان و آشنایی با کویر و شن و درک معنای حیات به شهری طاعون زده باز می گردد. یعقوب صنوبر فرمانده جنگهای دیروز و سیاستمدار پرقدرت امروز او را در کاخی سبز به تنهایی رها می کند تا به شهری که دیگر نامی از مظفر به یاد ندارد برنگردد. طاعون نه بیماری مهلک بلکه گزندهایی است که می تواند پاکی و صداقت مظفر معصوم را آلوده کند.

                                                                                  

                                                                                                     

یعقوب صنوبر سالها پیش به او قول داده تا مواظب سریاس باشد اما اکنون می گوید سریاس مرده و دیگر دنبال او نگرد. مظفر که اینبار دلیل اسارتش را نمی داند به کمک اکرام کوه نشین همراز قدیمی آن دو و مرد غمگین امروز به خانه خواهران سپید فرار می کند. اکرام کوه نشین همکار سلیمان بزرگ پدر ممد دل شیشه ای است.  ممد دلی چون شیشه دارد و در خانه ای شیشه ای ساکن است. او دوست دارد همه رازها را کشف کند. ممد نوجوان با سریاس و ندیم شاهزاده نابینا در مسیر فرار از شهر آشنا می شود. ندیم شاهزاده از درختی می گوید که اگر زیر آن بخوابد حتما بینا می شود. ممد و سریاس همراه او می شوند و درختی را که نسیم شاهزاده کاشته پیدا می کنند. درخت در جایی بالای قله کوه قرار گرفته است و مسیری صعب العبور دارد. گویی آنجا به خدا خیلی نزدیکند. ندیم زیر درخت می خوابد، بینا نمی شود ولی خواب پدرش را می بیند که با او راز می گوید: ندیم تا معنای واقعی دیدن را درک نکنی  بینا نخواهی شد و اینکه خیلی از مردم بینا نمی بینند!

ممد با وجود مکنت فراوان و یدک کشیدن پسر حاکم شهر لباسهای ژنده می پوشد و یا این بی خانمانها همسفره و همراه می شود. مدتی را با آنان در میان جنازه ها به جمع آوری توپهای به جای مانده از جنگ برای عباس مس فروش می گذراند تا اینکه مردان پدرش او را می یابند و با خود می برند. ممد با آمدن بارانی سیل آسا بر روی امواج سوار می شود و جلو منزل خواهران سپید توقف می کند. شادری و لاولی سپید دلشان به رحم می آید و او را به خانه راه می دهند. دل شیشه ای ممد عاشق شادری می شود اما خواهران قسم خورده اند هیچگاه عروس نشوند و بدون هم آواز نخوانند و همواره لباس سپید بپوشند. این دختران زیبا روی پیمانشان را با خون مهر زده اند و زیر درخت انار خانه دفن کرده اند. سلیمان بزرگ نیز به خواستگاری می رود تا جلو خونریزی قلب ممد را بگیرد و از مرگ شیشه ای او جلوگیری کند. دریغا که ممد از عشق می میرد و نمی تواند پرده از راز سریاس بردارد.

 

خواهران سپید زمانی که بر روی قبر ممد آواز می خوانند با سریاس آشنا می شوند. سادگی و صمیمت این پسر آنان را تحت تاثیر قرار می دهد و با او پیمان برادری می بندند و آن را در زیر درخت انار حیاط دفن می کنند. سریاس گاریچی ژنرال بازار دستفروشهاست و تنها کسی است که روزنامه می خواند. او در یکی از دعواهای همیشگی میان دستفروشها زخمی می شود و خواهران او را برای مداوا به خانه دعوت می کنند. آنجاست که حکایت انار و ندیم شاهزاده را برای شادری و لاولی زیبا تعریف می کند. سریاس در دعوایی دیگر که طرف مقابل پلیسها هستند درگیر می شود. برای نجات آدم مرجان از دست ملک دل کوک چاقویش را بیرون می آورد و بر بازوی پلیسی زخم می اندازد. سریاس اهل آدم کشتن نیست هرچند لشکر گاریچی ها تشویقش می کنند به کشتن. می خواهد چاقو را بیندازد که تیرهایی از تفنگی نامعلوم بر بدنش می نشیند. سریاس برای هیچ می میرد. به خواهرانش می گوید او را زیر آخرین انار دنیا دفن کنند ولی قبل از رسیدن به درخت و در میان سرگشتگی راه را گم می کنند و در بیابانی غریب تسلیم به خاکش می نمایند. با مرگ سریاس ژنیوس مخمل با نور خدا هدایت می شود و آدم مرجان به کمونیستها می پیوندد. شادری و لاولی با مرگ ممد و سریاس از چشم مردم می افتند و زندگی به کامشان زهر می شود. آنان برای نزدیکی به مزار برادرشان در روستایی نزدیک گورش معلم می شوند.

آمدن مظفر به منزل آنها باعث می شود پرده از رازی بردارند که سریاس با آنها در میان گذاشته بود. سریاس دیگری هم هست با یک انار شیشه ای دیگر. مظفر خسته از غبار بیابان با آن محاسن بلند که تا زمین کشیده شده به شوق یافتن سریاس و در آغوش کشیدنش به همراه اکرام کوه نشین در پی او می گردد. سریاس دوم روی ناپاک سریاس بزرگ است. مردی که از کودکی برای زندگی جنگیده، راهزنی کرده و آدم کشته است. آشنایی با سریاس اول و دوستی با ندیم و ممد درهای تازه ای به زندگی او باز می کند. از دروغ و پیشمرگ بودن و حزبها دست می شوید. اما زندگی روی ناجور خود را بار دیگر به او نشان می دهد و با مرگ ممد و سریاس دیو درونش باز غوغا می کند. سریاس دوم تبدیل به ماشین جنگی می شود و جنایتها می کند تا اینکه در جنگ داخلی اسیر نیروهای مقابل می شود. در نوارهایی که برای مظفر می فرستند شرح کامل زندگانی تارش را روایت می کند.

سریاس دوم از ندیم شاهزاده و سیدجلال شمس سخن می گوید. مظفر دنبال سیدجلال می رود و او را در باغی به دور از غوغای سیاست و روزمرگی می یابد. سیدجلال از رازی پرده بر میدارد، از سریاس دیگری که در جنگ جزغاله شده، از کودکان همنامی که یعقوب صنوبر تحویل او میدهد تا در بین سه خانواده دور از هم مسیر جداگانه ای را بپیمایند. مظفر با دیدن این سریاس که حتی خالصانه ترین محبت دنیا نیز شفایش نمی دهد تصمیم دیگری می گیرد. او خودش را وقف این سریاس می کند و با خودش به زیردرخت آخرین انار دنیا می برد. قبل از بازگرداندن آخرین سریاس به بیمارستان کودکان معلول مردان یعقوب صنوبر مظفر را دست بسته با خود می برند . یعقوب واقعیت را برملا می سازد و از تولد دو فرزند نامشروعش سخن می گوید. او از دیواری حرف می زند که بین آنها کشیده شد و بعد از اتمام قیام نتوانست یاریگر فرزندانش باشد، از فرزندان نامشروع انقلاب که می توانند آینده مردی چون او را نابود کنند. مظفر بعد از خداحافظی با خواهران سپید با سفر دریایی راهی یونان می شود تا همواره در کنار سریاس آخرین باشد. سریاسی که برای مداوا به اروپا فرستاده شده است. مظفر رویدادهای کتاب را در این کشتی برای ما روایت می کند. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در حاشیه جلسه نقد کتاب خه زینه هه رمان

تاریخ:یکشنبه 18 مهر 1395-01:00 ب.ظ

این جلسه نقد هم مثل تمام جلسات دیگر حاشیه هایی داشت. زیباترین آنها را از نظر خودم ! در اینجا گرد آوردم. امیدوارم کمکی باشد به ثبت اندیشه های منتقدان و نیز ایجاد پلی یا انگیزه ای برای جوانان تا موضوعات جدید در ذهن آنها جرقه بزند.
مجری برنامه طبق معمول آقای یس قریشی بودند که سخنان خود را با ترانه ای فولکلور آغاز کردند:
نه سیحه ت بی بو دلداری/ عاشق نه بن به ریبواری
چونکه عاشق دلی خوینه / خوی ده کوژی له ناچاری
عاشقان وا له دوور دیارن / ره نگیان زرده و لیو به بارن ( ایشان گفتند: ده سته ی عاشقان له دوور دیارن!)

ماموستا ئاسو این را که می گوید ادب فولکور ادبیات افراد بی سواد است رد کرد و تاکید کرد: فولکلور را ادیبان و بزرگان ما در گذشته سروده اند.

آقای شیربیگی از همه تقاضا کرد با خرید کتاب به فرهنگ فولکلور احترام بگذاریم و در جلسات مشابه مانند رونمایی از کتاب هه را و توره یی شرکت کنیم.

آقای دکتر میکائیلی استاد دانشگاه آزاد بوکان، عشق و وطن را دو عنصر عمده در گورانی فولکلور دانست و افزود: نیساری در جایی می نویسند : بونی نیشتمان له بونی ئافره ت خوشتره!

آقای باوردی مقدم از دست اندکاران خواست انجمنی خواری دوباره بازگشایی شود تا رقابت بین انجمن ها به بزرگ شدن ما ختم شود!
ایشان گفتند مراسم پیری شالیار از آیین زردشت برای ما باقی مانده است.
کاک رزگار اشاره کردند گورانی مه ملی مه مانی مه مو دارای یک بافت فینیقی است
ایشان دو عنوان از کتابهای خویش را هم به حاضران معرفی کردند.
فایل صحبتهای ایشان در سایت های زیر قابل دانلود می باشد:
www.korizanyari.com
www.baverdi.ir

لیلا بهرام بیگی زبانی بسیار شاعرانه و نثری زیبا ارائه کرد.او گفت کتاب خه زینه هه رمان : قه لا یه که که به هه ست و زانین داریژراوه!
خاتو لاولاو تاکید کرد در گذشته همواره دختران تاوان گناه برادر را داده اند برای همین زن می گوید:
نه نوشته ی مه لا نه دوعای سه یی / هیچیان به فریای دله که م نه گه یی

محمدیوسف فقه رسول گفت : هر کس که نداند به زبان مادری بخواند وبنویسد بیسواد است. گفته می شود 6000 زبان دنیا در حال نابودی اند اگر شما نجنبید زبان ما هم در معرض همین خطر است
خانای قوبادی در دیوانش چنین می گوید: هر چند فارسی شکر است اما به نظر من کردی ج فارسی وه س شیرین تره!

خانم کبری کاک اللهی بازگشت از هنر مدرن به دنیای سنتی را ارج نهاد و افزود : هه زار نوخشه بی له و گورانه!

آقای قادر آزمند گفتند: کاک سلاح چندین کتاب تالیفی و ترجمه دارد. امیدوارم برگه ی  ره خنه بگری ، به و نه خته گوشته وه!
ایشان تاکید کردند زبان ما هرگز از بین نمی رود تا کسانی مثل  محمد یوسف فقه رسول هستند تا صدایی چون حسن زیرک وجود دارد
آقای آزمند از کار گروهی حمایت کرد و گفت اگر تمامی به یت ها و فولکلور موجود در سینه به یت دانان منطقه ترغه را گردآوریم ، انقلابی ادبی در خاورمیانه روی خواهد داد از همان نوعی که در اروپا عصر روشنگری را به راه انداخت





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارش مشروح جلسه نقد کتاب « خه زینه هه رمان» در کتابخانه مرکزی بوکان

تاریخ:یکشنبه 18 مهر 1395-12:51 ب.ظ

جلسه نقد کتاب « خه زینه هه رمان» ]گنج جاوید[ با حضور اساتید، شاعران، نویسندگان، اهالی قلم و مردم شریف شهرستانهای بوکان، سقز و اشنویه روز چهارشنبه 14 مهر ماه 1395 ساعت 4 عصر در آمفی تئاتر کتابخانه مرکزی بوکان برگزار شد. منتقدان در این جلسه نقاط برجسته و ضعیف کتاب را مورد بررسی قرار دادند و پیشنهادهایی برای ویرایش بعدی در اختیار نویسنده قرار گرفت.

آقای یس قریشی در مقام منتقد به تاریخ فولکور و حضور آن در ادبیات اشاره کرد و افزود: اولین بار در ایران رشید یاسمی در سال 1314 به جای فولکور از ادب عامه استفاده کرد. فولکور بسیار گسترده است و از شعر تا رقص و آهنگ را در بر می گیرد. فولکلور آثار مردم درس نخوانده ای است و از این منظر با ادبیات نوشتاری متفاوت است. فولکلور حال و هوا و اندیشه پیشینیان ماست. در کردی به داستان شعر مانند به یت می گویند که سبک آن هجایی است. این شیوه در مناطق مختلف ایران از گیلان یا آذربایجان و کردستان با نام های متفاوتی آمده است. ایشان در ادامه به محتوای اثر اشاره کرد و تاکید کرد: حفظ گنج فولکلور وظیفه ماست و لازم است آن را به نسل آینده امانتدارانه منتقل کنیم. آقای قریشی افزود:  خه زینه ی هه رمان با همت آقای سلاح نیساری در سال 95 و از سوی نشر زانکو در 182 صفحه به چاپ رسیده است. این اثر از نگاه عشق و دلدادگی به فولکلور نگریسته و با استفاده از زبان تمثیل و تشبیه آن را معنا نموده است.

                                                                     

آقای مصطفی ایلخانی زاده موسس کانون فرهنگی ادب دومین سخنران این جلسه بود. ایشان ضمن تشکر از همکاری کتابخانه مرکزی به مهمانان اشنویه و سقز نیز خیرمقدم گفت و افزود: موسسه ادب در کنار آموزش ادبیات کردی، به حوزه ادبیات کودکان و نقد نیز وارد شده و کلاس هایی در این زمینه در نقاط مختلف کردنشین ترتیب داده است. در جدیدترین اقدام همایش ادبیات کودکان در 11 و 12 آذر برگزار می شود که تا 15 آبان مهلت ارسال مقاله آن می باشد.  در نهایت ایشان از آقای نیساری به عنوان نویسنده ای فعال تقدیر کرد  و افزود من کتاب بنه ره تی مه ته لی کوردی از میرزا ابراهیم افخم را از اولین آثار در حوزه فولکور کردی می دانم.

در ادامه این برنامه آقای نیساری و دخترش آلا به روی سن آمدند. آلا ضمن خوش آمدگویی به مهمانان پدرش شعری زیبا درباره لباس کردی و زیبایی های آن قرائت نمود. آقای نیساری بعد از خیرمقدم به مهمانان فولکلور ، از احترام آنان نسبت به ادب شفاهی قدردانی کرد و افزود: شما به کسانی که در طول تاریخ نامشان گم شد یا به خواننده هایی (گورانی بیژ) که عناوین نامناسبی همچون لوتی را یدک کشیدند در حالیکه آنان نگهبان فولکلور ما بودند، حرمت نهادید. ایشان با اشاره به خاستگاه فولکلور تاکید کردند: فولکلور را حوادث تلخ و شیرین زندگی این گمنامان تشکیل می دهد. فولکلور هرگز کمرنگ نخواهد شد و گرد زمان بر آن نخواهد نشست. گورانی کردی از عشق و جدایی و دلدادگی می گوید. این حکایت دلدادگی هنوز هم ادامه دارد و ما باز از آن درس عبرت نمی گیریم و هر بار مار عشق ما را و فرزندان ما را نیش می زند. اما من نمی دانم چرا این فراموشی در ما انسانها روی می دهد. ما مردان همواره مانع عشق زنان بودیم و امروز هم این کار را انجام می دهیم. عشق متعلق به همه موجودات است و ما نمی توانیم مانع باز شدن غنچه شویم! من در این اثر اصلا خودم را سانسور نکردم و به قول آقای گردیگلانی سر قلمم را نبریدم. کار بعدی من گردآوری اشعار آهنگ های ما موستا حسن زیرک خواهد بود که از مدتی قبل آن را شروع کرده ام. بهتر است مثل مجیوری گولی وه لای سه ری نه که وم! اما از شما منتقدان تقاضا دارم نوشته هایتان درباره کتاب را در اختیار من قرار دهید تا در ویرایشهای بعدی کتاب اعمال نمایم.

نویسنده و رمان نویس بوکانی آقای حسین شیربیگی سخنران بعدی این جلسه بود. ایشان صحبت هایش را اینگونه آغاز کرد: به خیر هاتن، بریگ گه ش ببنه وه! خوش آمدید . به یاد دوستانی که فعالانه در خدمت فولکور و زبان و زبان و زبان کردی بودند به این جلسه آمدیم. خوشبختانه طی این سی سال، صاحب نظران کرد خیلی دلسوزانه سه هزار سال تاریخ شفاهی ما را جبران کردند. تاریخی که سه هزار سال حق ثبت نداشت. بدون شما مخاطبان، با برادری و پشتیبانی شما خواهران وبرادران این عزیزان توانستند میراث گذشتگان ما را ثبت نمایند. ما بدون گذشته امروز و حتی فردایی نخواهیم داشت. ساختن قصر زیبا و زندگی سربلندانه نیازمند با هم بودن ما ست. دست برای مشت شدن به همه انگشتان نیاز دارد. امروز ما در خدمت یکی از این آثار هستیم. منطقه بوکان و حومه بعد از کتابخانه بابان، بزرگترین گنجینه ادبیات موکریان را در خود نگاه داشته است. قبل از هه ژار و هیمن ما کسانی چون مصباح الدیوان ادب، سیف القضات و احمد کور و ... را داشتیم که منابع این کتابخانه را نگاشتند. علاوه بر این بوکان در حوزه داستان هم فعال بوده اما متاسفانه در زمینه نقد و بررسی فعالیت پررنگی نداشتیم. متاسفانه به یت دان و فولکلور دان ما دارند یکی پس از دیگری از دنیا می روند. هر چند خوشبختانه در چند سال اخیر پاره ای از افسانه های کردی گردآوری و منتشر شده اما کارهای حوزه گورانی و به یت کردی کم بوده که با این اثر آقای نیساری شروع شده است. ایشان با بیان عمومی بودن نقد تاکید کرد: ما نیاز داریم که نقدها را کانالیزه کنیم و به صورت موضوعی آن را دسته بندی نماییم که کتاب خه زینه هه رمان در این مسیر و با رویکرد عاشقانه به نگارش درآمده است. من این رویکرد را نقطه قوت اثر می دانم. در این کتاب همچنین تفسیر و معنای ترانه ها نیز آمده که در بعضی از آنها علاوه بر مفهوم دلدادگی، مفاهیمی چون اقتصاد و اندیشه انقلابی نیز برداشت می شود. آقای شیربیگی بیت « گری دلداری به ر نه بی له که س / بدری له هه ر که س ده یکا به قه قنه س » را زیباترین بخش مجموعه دانست و افزود: عشق کردها نیز چون ققنوس است که در آتش آن می سوزد و هر صبح از خاکستر خود زنده می شود. فرهنگ ما این قدر غنی است و عشق ما آنقدر پاک بوده که بوی عرفان از آن به مشام می رسد. گاهی که به شعر یک خواننده (آواز خوان) گوش می دهیم، اشک از چشمان ما  جاری می شود. زیبای کرد از عاشق خود می خواهد با او از گل بگوید و از زیبایی. خه زال در چله زمستان از لاس گل سرخ می خواهد. سیامند بعد از فرار کردن با دختری که هفت برادر دارد به دامن کوه «کیله سیپان» {به سوی بلندی می رود}پناه می برد. در جای جای شعر کردی عشق سازنده را شاهد هستیم ، عشقی که قصر خوشبختی را بنیاد می نهد.

آقای شیربیگی تاکید کرد در همه امور مثل اجدادمان کردانه رفتار کنیم. در انقلاب هم کار ما برادرانه است و هیچگاه به دنبال تاراج دیگران نبودیم مثل فتح کرکوک که شورای برادری برای اداره شهر تشکیل دادیم. در نهایت آقای شیربیگی بیت به بیت این کتاب را نجوای دل عاشق ما کردها دانست و تصریح کرد: از اینکه همه درگیریهای روزمره را با زندگی ماشینی به کنار نهادید و مهمان فولکلور بودید از شما قدردانی می کنم و امیدوارم فردا ساعت 4 عصر در سالن سیمرغ هم مهمان آقای محمد رمضانی باشید با مراسم رونمایی از  کتاب «هه را و توره یی» ویلیام فالکنر امریکایی که مستقیما از انگلیسی به کردی ترجمه شده است.

                                                                                   

آقای محمد سعید نجاری متخلص به ئاسو سخنران بعدی جلسه، کتاب خه زینه هه رمان را بخشی از ادب فولکلور کردی دانست. ایشان ضمن تفاوت قائل شدن بین فرهنگ و فولکلور تاکید کرد: «ره شوکی» واژه نامناسب و نازیبایی است و من آن را به عنوان جایگزین ادب عامه نمی پسندم. بین گورانی و شعر گورانی هم تفاوت وجود دارد. گردآوری چنین کتابی یکی از آرزوهای من بود اما وقت نشد و عمرم هم در شرف پایان است. آرزو داشتم استاد دانشگاه شوم و برای گردآوری چنین ترانه هایی از دانشجویانم کمک بگیرم. ایشان با رد اینکه فولکلور آثار عوام است تصریح کرد: فولکلور را بزرگان ما گفته اند. بزرگانی چون مولوی تاوه گوزی. شعر کردی هجایی نیست. شاعر یا گورانی بیژ از بین 252 وزن یکی را برمی گزیند و نظمی خومالی می آفریند نه فولکلور. در حال حاضر آنچه برای ادبیات فولکلور ما ضروری است بررسی علمی گورانی هاست. به نظر من تنها لازم بود بعضی از ابیات معنا شوند تا همه آنها. به آقای نیساری توصیه می کنم چنین کارهایی را به تنهایی نه ، بلکه با همکاری همه ما انجام دهد چرا که چنین آثاری نیازمند پژوهش های میدانی است. شبیه همان کاری که محمد مکری انجام داد. ایشان با بیان اوزان تصنیف گورانی افزود: در ادب کردی سه وزن برای گورانی داریم اول فعلن فعولن فعلن فعولن که مولوی از آن بسیار استفاده کرده است و بیشترین تصنیف های کردی در این وزن ساخته شده اند. دوم مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن که زیباترین و قوی ترین ترانه های با این وزن سروده شده اند. سوم فعلن فعلن فعلن این وزن مهمترین وزن تصانیف کردی است و سی درصد از اشعار کردی به این وزن سروده شده اند مثل یا خودا هه روا گه رد و توز بی / ده سروکه ت له ملان ئالوز بی / له یلا جه ژنت لی پیروز بی /

در نهایت ایشان ضمن قدردانی از آقای نیساری تاکید کرد: کاش فقط ترانه ها را گردآوری می کرد ی چرا که نسل حاضر و نسل آینده ما زیرک و هوشیار است و خودش معنا را شاید بهتر از ما استخراج کند. گردآوری گورانی های حسن زیرک را قبلا مردی از دیار سنندج انجام داده است. از دیگر سو ما بهترین لغات و واژه ها را در ترانه های زیرک می یابیم. اگر به گردآوری فرهنگ زیرک همت گمارید یک فرهنگ عالی زبان کردی خواهیم داشت.                                                                                        


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حسن ختام هفته

تاریخ:پنجشنبه 3 تیر 1395-08:49 ق.ظ


این همه رنج ها از این شد که ورق خود می خوانید، ورق یار هیچ نمی خوانید.

مقالات شمس/ شمس الدین محمد تبریزی
به نقل از داستان همشهری، اردیبهشت 95 شماره 65



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارش مشروح جلسه نقد کتاب " ژوانی مانگه شه و" در کتابخانه مرکزی بوکان

تاریخ:پنجشنبه 20 اسفند 1394-03:54 ب.ظ

روز سه شنبه هجدهم اسفند ماه جلسه ای برای نقد و بررسی کتاب " ژوانی مانگه شه و"]وعده گاه مهتاب[ از سروده های شاعر جوان آقای مصطفی پولادرک در آمفی تئاتر کتابخانه مرکزی بوکان برگزار شد. در این نشست که با همکاری اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بوکان و موسسه فرهنگی آموزشی ادب ترتیب یافت، آقایان یس قریشی، امین گردیگلانی و رزگار باوردی مقدم به بازبینی سروده های مصطفی پولادرک متخلص به رامیار پرداختند.

                                                                   ژوانی مانگه شه و

 تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید با صدای زیبای آقای هادی قدیمی نخستین بخش این برنامه بود. آقای یس قریشی مجری برنامه ضمن تبریک به آقای رامیار از گردهمایی حاضران و دوستداران شعر تقدیر و تشکر کردند و افزودند: واژه غزل در عربی به معنای عشق و دوستی، عشقبازی و همصحبتی با زنان آمده است اما در زبان فارسی غزل یک قالب شعری است که آن را جزو شعر غنایی و چندمعنایی می دانند و زمانی بر وزن رباعی گفته می شد. این نوع شعر که ملحون نام گرفته بود تا اواخر سده پنجم باب بود. ایشان در ادامه به تفاوت غزل با تغزل اشاره کردند و افزودند: تغزل از قصیده جدا شد اما غزل یک قالب شعری مستقل است. از آنجا که شعر و ادبیات همواره تحت تاثیر جریانهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی و ... قرار داشته است، شاهد تولد انواع شعر مثل شعر اجتماعی، شعر وطنی، شعر نو و ... در سالهای بعد از آن هستیم. آقای قریشی با بیان انواع غزل نگاهی به تاریخ تغییرات آن داشتند و تاکید کردند: شاهان زمانی برای شعر پاداش می پرداختند و همین شاعران زیادی را به دربارها کشاند. البته این مسئله محدودیت هایی هم برای شاعران ایجاد می کرد طوریکه سرودن شعر محمودی یا شعر مسعودی در دوره غزنویان کار هر کسی نبود. با تشکیل دولت صفویه این تقسیم بندی شعر از میان رفت چراکه دربار دیگر حاضر نبود پاداشی به شاعران بدهد. این مسئله باعث مهاجرت شاعران به هند شد. در دوران معاصر نیز غزل همچنان طرفداران خاص خود را دارد و شاعران جوانی هستند که به آن تعلق خاطر دارند. امروزه غیر از غزل عاشقانه انواع دیگری از غزل همچون غزل نو پای به عرصه ادبیات گذاشته اند و در قالب و محتوایی متفاوت با گذشته سروده می شوند. سیمین بهبهانی یکی از شاعرانی است که رنگ و بوی تازه ای به غزل فارسی داد و در بین شاعران کرد هم می توان به امین گردیگلانی اشاره کرد که غزلهایش جانی تازه به غزل کردی بخشیده است.

                  ژوانی مانگه شه و جلسه نقد

در ادامه آقای ایلخانی زاده مسئول موسسه فرهنگی-آموزشی ادب به روی سن رفت. ابشان ضمن تشکر از همکاری کتابخانه های عمومی بوکان در برگزاری جلسات نقد کتاب ، افزودند: به دلیل برنامه ای که به مناسبت اتمام تحصیلات زبان آموزان کرد در روستای حسن نوران اشنویه داشتیم و جمعی مسئولان و مقامات شهر اشنویه در آن شرکت می کردند، برنامه جلسه نقد کتاب یک روز زودتر برگزار شد. ایشان با اشاره به دوره های آموزش زبان کردی و ادبیات کودکان از مدرسان این آموزشگاه که در روستاها و شهرهای دور و نزدیک حاضر می شوند قدرانی کرد و افزود: در سال 95 دوره های جدیدی در شهرهای نقده و سقز و نیز روستای اطراف بوکان برگزار خواهد شد.آقای ایلخانی زاده با بیان تدریس زبان کردی در مقطع کارشناسی در دانشگاه کردستان افزودند: موسسه فرهنگی آموزشی ادب به پشتوانه تجارب گذشته اش مورد اعتماد دانشگاه قرار گرفت و به عنوان مشاور به دانشجویان این رشته خدمت رسانی کرده است. ایشان در خاتمه به آقای پولادرک به خاطر انتشار دو کتاب در سنین جوانی تبریک گفت و برای ایشان و همه همکارانش در موسسه آرزوی موفقیت نمودند.

ژوانی مانگه شه و مصطفی ایلخانی زاده

مجری برنامه آقای قریشی در بخش دیگری از صحبتهایشان با اشاره به محتوای کتاب "ژوانی مانگه شه و" افزودند: این کتاب شامل 25 قطعه شعر در قالبهای متنوعی چون چهارپاره، دوبیتی، مثنوی، تخمیس، غزل و شعر نو می باشد که در 68 صفحه از سوی نشر نارین بوکان به چاپ رسیده است. غزل برگزیده این دفتر که به عنوان کتاب هم راه یافته است سوگواری است برای "شمشال ژن" ]نی نواز[ نام آشنای کرد " قاله مه ره ". استفاده از توصیف های بسیار ، به کاربردن اضافه تشبیهی و استعاره از پرکاربردترین آرایه های ادبی این سروده هاست. آقای قریشی در ادامه محتوای اشعار آقای رامیار را غم و هجران دانستند و تاکید کردند: این در حالی است که مفهوم غم به صورت متضاد ( خوب و بد) در سروده های ایشان به کار رفته است.

خوانش شعرهایی از کتاب توسط شاعر آقای پولادرک متخلص به رامیار بخش بعدی این جلسه بود. ایشان از تمامی منتقدین تشکر کردند و ابراز امیدواری کردند بتوانند از توصیه های آنان بهره مناسب کسب نمایند.

                    ژوانی مانگه شه و مصطفی پولادرک

آقای امین گردیگلانی منتقد بعدی کتاب ژوانی مانگه شه و بود. ایشان با اشاره به غزلهای دلکش سالم، قانع، هیدی، هیمن و ... افزودند: گذر زمان نتوانسته این غزلها را به باد فراموشی بسپارد بلکه هنوز زنده اند و جوانان بسیاری چون آقای پولادرک را مجذوب خود ساخته اند. ایشان با اشاره به دیدگاه های مرتبط با شعر کلاسیک و شعر نو تاکید کردند: من غزل امروز را کلاسیک نمی دانم اگر با واژه های تازه و در قالب هایی نو ریخته شده باشد. کلاسیک به معنای نایاب و آراسته است و غزل معاصر لازم است با فکر نو، خیال  نو و حرف ناگفته آراسته شود. در این بین صداقت شاعر در بیان احساسات خود نیز بسیار مهم است. آقای گردیگلانی در ادامه به "ژوانی مانگه شه و" پرداختند و افزودند: این اثر دو مجموعه شعر نو و شعر کلاسیک را در خود جای داده است و جالب است که در بین این سروده ها تخمیس نیز دیده می شود. ایشان با شاره به دیدگاه ماموستا هیمن درباره تخمیس شعر شاعران قبل از خود، که تخمیس را "نان خود را بر سفره دیگری بردن" خوانده بودند، افزود : محتوای غزلیات به گذشته وابسته است. آقای رامیار به ماموستا هیدی تکیه دارد و هنوز یک شاعر مستقل نشده است. ایشان در ادامه با اشاره به       شاه بیت های دل انگیز اثر تاکید کردند: شاعر در سرودن دو بیتی هم موفق عمل کرده است اما کاش تمامی غزل هایش مثل غزل "ژیانه وه " خیال انگیز و بی پیرایه می بود. این منتقد در خاتمه افزودند: کاش کاک مصطفی برای چاپ اثر عجله نمی کرد و با عینک ریزبینی اوزان اشعار را مورد بازبینی قرار می داد چرا که شکستن وزن در غزل به پیکر آن آسیب جبران ناپذیری وارد می کند.

ژوانی مانگه شه و امین گردیگلانی

این جلسه نقد کتاب با صحبتهای آقای قریشی ادامه یافت. ایشان واژه کلاسیک را در برابر مدرن به معنای قدیمی عنوان کردند و افزودند: در حال حاضر سبک شعر از بین رفته و ما با جریان شعری روبه رو هستیم که بعد از نیما بنابر مقتضیات زمان ایجاد شد. آقای قریشی محدودیتهای شعر عروضی را یکی از دلایلی خواند که باعث شد شاعران به شعر نو که مکان قافیه و ردیف و حتی بلندی و کوتاهی مصرع ها اختیاری است گرایش و توجه نشان دهند. ایشان با اشاره به قالب های شعر کلاسیک تاکید کردند: هر قالب شعری برای بیان موضوع خاصی به کار می رود به عنوان نمونه خیام برای بیان مفاهیم فلسفی از رباعی و سنایی برای بیان عشق و عرفان از غزل استفاده کرده است.

آقای رزگار باوردی مقدم، منتقد بعدی این جلسه نقد بود. ایشان در آغاز ضمن تبریک به آقای رامیار به معیارهای ارزیابی شعر پرداختند و افزودند: فرم و فضاسازی دو عنصر مهم در ارزیابی شعر است. بهترین فرم، زبان است که به وسیله آن می توان فرم تازه ای ایجاد کرد. این منتقد و مصحح بیت کردی در ادامه ضمن انتقاد از شعرهای فیس بوکی و شعر تلگرامی تصریح کرد: شعر امروز در زمانه ای که عصر اینترنت نامیده می شود متولد می شود. همین مسئله باعث ارتباط مخاطب و شاعر به واسطه ی یک منبع دیگر می شود و دو نفر نمی توانند ارتباطی صمیمانه و بی پرده با هم ایجاد کنند. آقای باوردی مقدم بخش دیگری از صحبتهایش را به مخاطب شعر اختصاص داد و افزود: زمانی ما آرزو داشتیم ماموستا هیمنی دیگر به دنیا بیاید. اما امروز دنبال مخاطب هستیم. این منتقد در ادامه با بیان سوالاتی از نقش شاعر و غزل سرایان امروز گفت و تاکید کرد: اینکه مخاطب ما قدرت تفسیر شعر داشته باشد و بتواند شعر خوب را از ناسره جدا کند بسیار مهم است. از دیگر سو شاعران ما مانند یک عکاس خوب لازم است دید خود را از جهان به ما بدهند. این نگاه تازه است که شعر امروز را از شعر دیروز متفاوت می کند. شاعر باید بتواند جهان پیرامون ما را بهتر از خودمان تعریف کند. آقای باوردی مقدم شاعران کرد را در سه دسته طبقه بندی کرد و افزود: شعر کردی همواره شعر حماسه بوده است و شاعران برای آزادی در نبرد بودند. این گونه شعر بیشتر در شعر کلاسیک کردی دیده می شود. شعر اجتماعی کردی در دهه 1990 زاده شد  و ماموستا هیمن شاعری است که شعر را از قهرمان پروری و حماسی به سمت وطن دوستی هدایت کرد. شعر ایدئولوژی هم در کنار این شعرها به دنیا آمد. نمونه آن سروده های شکسپیر است. سروده های ماموستا گوران که از دردهای جامعه می گوید را می توان از انواع شعر ایدئولوژیک کردی دانست. این منتقد و مصحح بیت کردی شعر امروز را غزل دلدادگی به یک زن دانستند و تاکید کردند: سروده های "ژوانی مانگه شه و" در زمره این شعر عاشقانه قرار می گیرد که برای یک زن گفته شده است؛ این درحالی است که ما درحماسه های کردی در کنار "پسر قهرمان"،" دختر قهرمان" هم داشته ایم. ایشان با انتقاد از انتشار اشعار بی هویت در دنیای مجازی از جمله فیس بوک و تلگرام تاکید کردند: ترویج شعر بدون نام شاعر، یا نهادن نام کس دیگری بر شعر باعث مرگ مخاطب خواهد شد. آقای باوردی مقدم در خاتمه بازه زمانی متفاوت در سروده های آقای رامیار که باعث غافلگیری مخاطب می شود را زیبا عنوان کرد و افزود: این دوقطبی بودن در کنار استفاده از کلمه ربط "که" برای بیان جواب شرط از نقاط قوت زبان شعری ایشان به شمار می رود. محتوای اشعار ایشان نیز رنگ زندگانی شخصی شان را به خود گرفته است. در نهایت به ایشان پیشنهاد می کنم زبان خود را به زبان استاندارد کردی نزدیک نمایند.

ژوانی مانگه شه و رزگار باوردی مقدم

پذیرایی از حاضرین، قرائت شعر " گولی سه ر باشقه" توسط آقای هادی قدیمی، قرائت شعر توسط خانم فوزیه سولتان بیگی و دختر نوجوان " ماهرخ کریمیان"، خوانش شعر آقای ابراهیم عمری از روستای کولیجه که به آقای رامیار تقدیم شد، از میان برنامه های این جلسه نقد بود.


                        ژوانی مانگه شه و هادی قدیمی

آقای ابوبکر بنگینی به عنوان تقدیر از آقای رامیار از طبیعت زیبا و دلکش روستای شیخالی، کوهستان و دشت ئالمالوسولتان گفت و افزود: هر چند ایشان نوه و وارث ماموستا هیدی هستند اما رامیار هنوز در آغاز راه شاعری است و امیدواریم در آینده شعرهای بهتر و زیباتری از ایشان ببینیم. ایشان با قرائت شعری از دوران جوانی خود با عنوان "داوی خه یال" و برگردان مثنوی "باز و کبوتر" اصغر میرخدیوی به شعر کردی به صحبتهایشان پایان دادند.

ژوانی مانگه شه و ابوبکر بنگینی

رسول چوپانی مشهور به کاک شوان سخنران بعدی این نشست، محور صحبتهای خویش را به تخمیس اختصاص داد و افزود: برای رامیار که وارث برحق ماموستا هیدی است و سالهاست که می نویسند و می خواند آرزوی سربلندی دارم. هرچند ماموستا همین فرمودند نباید دیگر تخمیس نوشته شود اما به نظر من اینکه آدم نان خود را بر سفره دیگری ببرد نماد عشق و محبت و دوستی صاحب سفره است. بسیار هنرمندی و ظرافت لازم است تا ما همچون شاعر دیگری فکر کنیم و وارد دنیای خیال و احساس او شویم. تخمیس می تواند به آفرینش دیگری بینجامد به شرطی که شعر شاعر اصلی جریحه دار نشود. ایشان با استناد به استفاده از تخمیس توسط شاعران بزرگ کرد از جمله حقیقی، نوری، حمدی صاحبقران، مصباح، کردی و ماموستا هه ردی  تاکید کردند: ملاغفور دباغی (حافز مهابادی) استاد تخمیس است و به نظر من برای سرودن تخمیس بنیه علمی و ادبی مستحکمی لازم است و این کار هر کسی نیست. در خاتمه ایشان با خوانش یک تخمیس بر غزل " خوشه ویستی ده رد و ژانی زوری پی وه یه " از ماموستا هیدی به صحبت هایشان پایان دادند.

رسول چوپانی ژوانی مانگه شه و

این جلسه با عکس یادگاری دسته جمعی حاضران و اعضای موسسه آموزشی فرهنگی ادب به پایان رسید. شایان ذکر است در سالهای گذشته با همکاری اداره کتابخانه های عمومی بوکان و موسسه ادب جلسات نقدی برای نقد کتاب نویسندگان جوان برگزار شده است که از جمله آن می توان به نقد کتاب" فه رهه نگی جه وان" اثر رحمان جوان، نقد کتاب" ری" از صلاح الدین خضرنژاد، نقد کتاب " بزه یه ک له تاریکی دا" از خالید عنایتی، نقد کتاب " ئه و نامانه ی هه رگیز نه خویندراونه وه " از خانم شه پول مجیدپور، نقد کتاب " سیر تطور زبان کردی و مجموعه زبانهای ایرانی" با ترجمه مصطفی ایلخانی زاده و  نقد کتاب "داده گیرسینم جاده یه ک" از سلیمان مکریانی.

                          عکس دسته جمعی ژوانی مانگه شه و




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جلسه نقد کتاب " ژوانی مانگه شه و" به روایت تصویر

تاریخ:پنجشنبه 20 اسفند 1394-12:39 ب.ظ









ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همایش ملی کتابخانه های عمومی: عوامل و موانع جذب و توسعه مخاطب برگزار شد

تاریخ:جمعه 7 اسفند 1394-08:43 ب.ظ

همایش ملی کتابخانه های عمومی: عوامل و موانع جذب و توسعه مخاطب در کتابخانه مرکزی خوزستان برگزار شد. در این همایش اساتید گرامی کتابداری و اطلاع رسانی از دانشگاه های مختلف کشور حضور داشتندو پنلهای علمی آن را هدایت می کردند.

حضور فعال نهاد کتابخانه های عمومی کشور به عنوان یکی از حامیان این همایش قابل توجه بود.خانم دکتر وزیرپور و خانم دکتر عصاره از اعضای هیات امنای کتابخانه های عمومی، جناب آقای محبوب مدیرکل برنامه ریزی نهاد، حاج آقا سپهر مدیر کل استان خوزستان و ... از شخصیتهای آشنای نهاد بودند.

سخنرانی زیبا و انتخاب پیشنهادهای بجای خانم نوش آفرین انصاری کتابدار پیشکسوت و رئیس شورای کتاب کودک به عنوان بزرگترین انجمن های مردم نهاد از قبل از انقلاب شیرین ترین سخنرانی افتتاحیه این همایش بود برای من. کاش از مدتها قبل افتخار شاگردی ایشان نصیبم می شد و می توانستم از محضر درسهای ایشان استفاده کنم!

برپایی مراسم شاهنامه خوانی خانم یکتا عسگری فرزند کتابدار شوشتری موجبات شادی و تشویقهای حاضران را پدید آورد. در پایان مجری برنامه آقای سلطانی خطاب به شهردار اهواز گفتند : جناب آقای شهردار بوسه کافی نیست و سکه ای به این دختر خردسال بااستعداد هدیه نمایید!

یکی از برنامه های فرعی این همایش که در مراسم اختتامیه اجرایی شد ، بزرگداشت مقام علمی پروفسور کوکبی استاد علوم  کتابداری دانشگاه شهید چمران اهواز (جندی شاپور سابق) بود. علاقه و تشویق های زیبای دانشجویان برای این استاد متواضع یکی از بارزترین نشانه های محبوبیت این شخصیت علمی کشورمان بود.

متاسفانه به دلیل داشتن بلیط برگشت افتخار حضور در مراسم اختتامیه را نداشتم! اما گله ای از مسئولان همایش دارم و آن اینکه مجموعه مقالاتی که در قالب پوستر پذیرش شده بودند را در قالب چکیده مقالات منتشر نکردند این در حالی بود که مقالات ارائه شفاهی به دو صورت ارائه در پنل و چاپ در کتاب مجموعه مقالات منتشر شده بودند. البته از خانم دکتر عصاره شنیدم که مقالات پوستر در سیویلیکا منتشر خواهد شد! یادم رفت به ایشان عرض کنم سیویلیکا با اخذ هزینه امکان دانلود متن کامل مقاله هایمان را می دهد در حالیکه برای انتشار آن هیچ هزینه ای به مولفان مقالات نپرداخته است!

این همایش تمام شد و کاش توصیه های مفید آن به گوش مسئولان برسد و اجرایی شود. کارگاه خانم دکتر نظری بسیار عالی بود. بسیار به صحبتهای ایشان علاقه مند شدم و مهربانی و دغدغه های ایشان بسیار به دلم نشست. امیدوارم روزی برسد که مثل ایشان مسیر درست زندگی و تعالی را پیدا کنم!


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کانال تلگرام کتابخانه های شهرستان بوکان راه اندازی شد

تاریخ:جمعه 7 اسفند 1394-08:30 ب.ظ

به اطلاع علاقه مندان و اعضای گرامی کتابخانه مرکزی بوکان می رساند کانال رسمی اطلاع رسانی کتابخانه های عمومی بوکان در تلگرام راه اندازی شد. معرفی کتاب های خوب، اطلاع رسانی جدیدترین اقدامات و برنامه های کتابخانه های عمومی بوکان، جملات قصار کتاب و کتابخوانی و ... از جمله مهمترین محتواهای این کانال در شبکه اجتماعی تلگرام می باشد. جهت پیوستن به این کانال آدرس زیر را در برنامه تلگرام تایپ نموده و بر روی گزینه پیوستن به کانال کلیک نمایید:

boukanpl@

همچنین می توانید از طریق لینک زیر به گروه تلگرامی ما بپیوندید:

http://www.telegram.me/boukanpl

لطفا نظرات و پیشنهادات سازنده خویش را با ما در میان بگذارید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


Admin Logo
themebox Logo