تبلیغات
یادداشتهای یک کتابدار جوان! - اندکی صبر

اندکی صبر

تاریخ:چهارشنبه 20 آبان 1394-09:26 ب.ظ

از قدیم گفته اند:
ئه وه ی له سه ر سه برانه له سه ر خیرانه!
اما مرور روزهای گذشته خلاف این را نشان می دهد
هر روز صبر میکنی تا شاید روز بهتری بیاید اما نمی آید
هر بار که می شکنی صبر می کنی تا نرم تر شوی
هر بار که می خواهی فراموش کنی، دوباره یادها زنده می شوند
....
هر بار هم که از کوره در می روی، خودت می سوزی
هر بار که چون آتشفشان می غری، خودت زخمی می شوی
و هر بار که تسلیم می شوی بیشتر رنج می کشی
...

شاید به قول بعضیها زندگی یک بازی باشد
اما آیا زمانی می رسد که همه برنده این بازی باشند
....
راستش اندازه ها دیگر از دستم خارج شده
بی خیال تمام شدنها و نشدنها!
هر چه بادا باد!
و به قول معروف
آغوشم را برای هر پیشامدی باز گذاشته ام!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo