تبلیغات
یادداشتهای یک کتابدار جوان! - کلاوی لار در کتابخانه مرکزی بوکان نقد شد

کلاوی لار در کتابخانه مرکزی بوکان نقد شد

تاریخ:سه شنبه 9 آذر 1395-12:45 ب.ظ

با همکاری کتابخانه مرکزی بوکان و انجمن ادبی این شهرستان، جلسه نقدی برای کتاب «کلاوی لار» نوشته صلاح الدین خضرنژاد برگزار شد. در این جلسه اهالی ادبیات و نویسندگان از جمله آقای حسین شیربیگی، رحیم عبدالرحیم زاده، صدیق رسولی و رضا رستمی به بررسی جنبه های مختلف اثر پرداختند و دیدگاه های خود را به نویسنده جوان این اثر منتقل نمودند.

«کلاوی لار» شامل پانزده داستان کوتاه و یک روایت است که با بودجه شخصی نویسنده در سال 1394به چاپ رسیده است. این کتاب چهارمین اثر صلاح الدین خضر نژاد در حوزه داستان کوتاه می باشد که طی دو سال گذشته روانه بازار شده است. فروشگاه کتاب «کلاوی لار» و عکس یادگاری حاضرین در جلسه پایان بخش این برنامه بود.

 بعد از صحبتهای آقای ایلخانی زاده، جلسه نقد با حضور کارشناسان شروع شد. حسین شیربیگی نویسنده و مسئول کتابخانه بازنشستگان بوکان اولین منتقد کلاوی لار بود. آقای شیربیگی با اشاره به استفاده از ژانر رئالیسم جادویی در داستان های «مکر»،«رزق» و «بووک» افزود: تنها تکیه به سنت و خرافه های محلی در این ژانر کافی نیست و لازم است نویسنده زبان، جملات، فضاسازی و حتی نقطه گذاری را هم به این ژانر بنویسند. از این لحاظ داستان «مه کر» نسبت به دیگر داستان ها جادویی تر است. داستان رزق نیز نوعی روایت از رئالیسم جادویی است چرا که فضاسازی و جملات با آن همسو نیست. این نویسنده در ادامه کار روی زبان را هدف اصلی این مجموعه خواند و افزود: نویسنده زبان را چون هدفی برای بالابردن جایگاه زبان به کار برده است. زبان عشیره  گورکان  و منگوران در کلاوی لار دیده می شود. ایشان در جملاتی نهایت ایجاز را نمایان ساخته است که این ایجاز از ابتکارات اوست. در برخی جملات نیز سنت شکنی دیده می شود که به زیبایی جملات افزوده است. کاک صلاح توانسته با جملاتی نسبتا رئال ، عشق و محبت را نشان دهد. مثل این جمله : له و ده مه دا ئیشتیای تلیته که ی ده ستی گه لاویژی کردبوو، به لام برسیه تی ئیشتیای بو نه هیشتبوو(در این هنگام میل غذای دست گلاویژ به سرش زد، اما گرسنگی اشتهایی برای او باقی نگذاشته بود). آقای شیربیگی داستان «قه له وان» را کامل ترین اثر این مجموعه خواند و تاکید کرد: مشخص است که این داستان چندین بار ویرایش شده و ساختار زیبایی دارد. نویسنده توانسته است تیپ های داستان را به شخصیت ارتقا دهد و این هنر نویسندگی است که زیباشناسی، معناشناسی، مردم شناسی و حتی روان شناسی را در دل شخصیت ها خلق نماید. ایشان استفاده همزمان از واژگان فارسی و کردی، خطاب نمودن قهرمان داستان از طرف نویسنده با صفات نامناسب و مشخص نمودن پیام داستان را از نقاط ضعف اثر دانستند.

آقای رحیم عبدالرحیم زاده کارشناس ارشد کارگردانی دومین منتقد این جلسه بود. ایشان قبل از پرداختن به کلاوی لار به چند نکته مهم و ضروری اشاره کردند و افزودند: این جلسات برای ادبیات ما بسیار لازم است. امروزه کتابهایی بسیاری می آیند و می روند و فراموش می شوند. در واقع جلسه نقد احترامی است به نویسنده و کتابش.  بسیار پیش آمده کتابی منتشر می شود اما تاثیری بر زبان و فرهنگ ما ندارد. این مسئله ناشی از عدم احساس مسئولیت نویسندگان است. در واقع نبود فضای انتقاد، عاملی شده برای کمرنگ شدن حس مسئولیت مولفان. به نظر من انتشار چهار کتاب در یک سال نشان از سخت گیر نبودن آقای خضرنژاد نسبت به خودشان دارد. از نظر من نقد باید بی تعارف و سختگیرانه باشد تا به پیشرفت زبان وادبیات کردی منجر شود. در حقیقت منتقد و نقد باعث می شود بین کتاب سازی و نویسندگی تفاوت ایجاد شود و هر کس نتواند خود را نویسنده بنامد. می توان گفت خلا نقد، کتاب سازی و شبه نویسنده را ایجاد می کند. در ادامه ایشان به یک سری اشتباهات در حوزه داستان نویسی در کلاوی لار اشاره داشتند و تاکید کردند: نقطه شروع داستان جذاب نیست. این ضعف در بسیاری از داستان های این مجموعه دیده می شود. حاشیه سازی در کتاب زیاد است و اصل داستان تازه از صفحه دوم به بعد شروع یم شود. در واقع فلسفه بافی و زبان عجیب و غریب این اثر باعث این مسئله شده است. آقای عبدالرحیم زاده با اشاره به مقاله میلان کوندرا افزود: نویسنده نه فیلسوف است و نه روانشناسی و نه هیچ چیز دیگر ، او تنها یک نویسنده است که قرار است تورا سرگرم کند. اگر توانست تو را سرگرم کند، می تواند به تو هم فلسفه یاد بدهد، هم روانشناسی و هم همه چیز دیگر. این منتقد بهره گیری از بن مایه های ادب فولکلور را کار زیبایی دانست و تاکید کرد: واقعیت این است که فولکلور مال مردمان عصر دیگری است و خصلت آنان را دارد. گنجاندن فولکلور در دنیای ماشینی امروز ناشدنی است. ما در ادبیات امروز از ادب سنتی الگو می گیریم. مثلا به یتی «شیخ فرخ و خاتو ئه ستی » ساختاری روایی دارد. نویسنده باید این ساختار را تجزیه و تحلیل کند تا یاد بگیرد چگونه بنویسد. پس فولکور بن مایه است نه اصل ماجرا. در این کتاب ساختارها و زبان بیت عینا آورده شده که از نظر من صحیح نیست. آقای عبدالرحیم زاده به کاربرد زبان در کلاوی لار هم پرداختند و افزودند: پیداست که نویسنده دغدغه لحن و گفتگو دارد اما قرار نیست به قیمت دیدن گفتگوهای متفاوت، زبان را آشفته کنیم. شاید بتوان در شعر این کار را کرد اما در نثر خیر. افراط در کاربرد واژگان عربی و ساختارشکنی های مکرر در فضای زبان، کمک کننده نخواهد بود چرا که مخاطب را درگیر حاشیه می کند. این منتقد در پایان به محاسن کلاوی لار هم اشاره کردند و افزودند: مجموعه داستان ها باید یک فضا و حس واحد را به مخاطب القا کنند که کاک صلاح توانسته این ارتباط تماتیک را در کلاوی لار ایجاد کند. او این فضا را با ارتباط انسان و حیوان در مجموعه به وجود آورده است. در واقع اکثر کاراکترهای این اثر با حیوانات در ارتباط اند. بازگشت به فولکور به شرطی که با افراط همراه نمی شد را هم می توانیم از محاسن دیگر این کتاب بدانیم. این منتقد با اشاره به اینکه اقای خضرنژاد نویسنده ای با استعداد است، به ایشان توصیه کردبه جای با عجله نوشتن با تمانینه بنویسد!

                                   

سومین منتقد این جلسه آقای صدیق رسولی بودند. ایشان قبل از پرداختن به کتاب کلاوی لار، خود را نویسنده و نه منتقد نامید و افزود: کلاوی لار پر است از ضرب المثل، متل و غیره و شاید نویسنده خواسته از این طریق فلکلور کردی را حفظ نماید. از دیگر سو اکثر حوادث کتاب در روستا رخ می دهد. بهره گیری از واژگان فارسی بسیار زیاد است. آقای رسولی از صلاح الدین خضر نژاد پرسیدند: آیا این داستان ها محلی اند یا منطقه ای؟ آیا می توان آن را جهانی کرد؟ چرا راوی داستان رزق دو نفر است؟ چرا جای آن ها در روایت عوض می شود؟ چرا خضر زنده، به مام برایم کمک نمی کند و یاریگر گرگ ها می شود؟ چرا در پایان این داستان جایگاه خضر زنده، که از منظر ساکنان روستا جایگاه والایی دارد، این قدر تنزل پیدا می کند؟ به نظر من در این داستان چیز برجسته ای دیده می شود. آقای رسولی پایان بندی داستان های این مجموعه را ساده توصیف کرد و افزود: اکثر داستان ها از حالت روایت بیرون نمی روند و جای خود را به داستان نمی دهند مثل »میشینی 59». در داستان «شوان» از واژگان سنگین فکری و فلسفی استفاده می شود که از یک فرد چوپان چنین انتظاری نیم رود. از دیگر سو آغاز داستان هم جذاب نیست. گاهی روایت نویسنده روباط مخفی و نامناسبی را نشان می دهد. از منظر شخصیت، زبان و فضا در خیلی از جاها اشکالاتی وجود دارد و نویسنده نتوانسته جواب سوالات خواننده را بدهد. آقای رسولی با اشاره به داستان مکر تاکید کردند: نویسنده خواستته از داستان محمود دشتیان که یک به یت فولکلور است روایت دیگری خلق کند اما مشخص است که زورش به فولکلور نرسیده و نتوانسته روایتی نو، سخنی تازه یا حتی فرم تازه ای به ما هدیه کند.

            

نفر بعدی آقای صلاح الدین خضر نژاد نویسنده اثر بودند که برای خیر مقدم به مهمانان به روی جایگاه رفتند. ایشان کلاوی لار را بی ایراد ندانست و افزود: من قصد ندارم در این مکان به نقدها جواب دهم و فقط یک حکایت را از خودم برایتان روایت می کنم.

آقای رضا رستمی، مجری این برنامه آخرین منتقد این کتاب بود. ایشان ضمن قدردانی از تلاشهای کاک صلاح، از آخرین اثر ایشان را که در حوزه شعر منتشر شده بود، با عنوان واژه پریشی خطاب کردند و افزودند: اگر شما داستان اندوه چخوف را خوانده باشید با کالسکه چی روبرو می شوید که پسرش مرده و می خواهد با مسافران کالسکه درد دل کند اما هیچ کدام را همدم خود نمی یابد. چخوف چنان فضای سردی خلق کرده که نقطه بارز این داستان است. به نظر من کاک صلاح نتوانسته خودش را از داستان هایش حذف کند. مثلا در داستان های «شهید» و «برای به خیل» همان اول داستان می فهمیم کدام کاراکتر خوب و کدام بد است؟ ما نویسندگان نباید برای کاراکترهای اثر سرنوشت مشخص تعیین کنیم. رمان ژانری است که باید دموکراسی در آن موج بزند، یعنی به همه میدان بدهد حتی کسی که برضد  خود ماست! آقای رستمی در ادامه به استفاده از ضرب المثل ها و مسائل عامیانه در اثر پردارخت و تاکید کرد: این مسئله هم می تواند مفید و هم مضر باشد، مفید از این نظر که گامی در جهت حفظ این میراث گذشتگان برداشته شده و مضر اگر با افراط همراه شود. این منتقد داستان های کلاوی لار را تک تاویلی دانست و افزود: اگر کاک صلاح می خواهد موفق شود باید داستانی بنویسد که چند تاویل از آن بتوان برداشت کرد. زبان اثر جنبه دیگری بود که آقای رستمی روی آن انگشت نهاد و افزود: برای من که سقزی هستم، فهمیدن واژگان سخت کتاب مشکل است. کاک صلاح متاسفانه شما نتوانسته اید لحن خلق کنید. در کتاب جنس راوی و جنس شخصت ها یکی نیست. کلا ما کردها توصیفگر و روایتگر خوبی هستیم اما در دیالوگ و گفتگو ضعف داریم. ایشان با بیان اینکه پیچاندن وقایع و هزار چیستان درست کردن ویژگی یک داستان خوب ندانست، افزود: اکثر کتابهای ما[نویسندگان] چون ساده نمی نویسیم، مخاطب ندارد و این خسران بزرگی برای ادبیات ماست.

این جلسه دو ساعته با فروشگاه کتاب کلاوی لار و عکس یادگاری حاضران به پایان رسید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo